تبلیغات
دل نوشته های تنهایی - شعرهای مدیر وبلاگ-حسرت

دل نوشته های تنهایی
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 25 دی 1390 توسط سعیده

 

شبی باکوله باری ازحسرت

چشمانم رارو به فردا بستم

باز دراین خیال مبهم سربرزمین می گذارم

که آیاتومال منی یا...؟

آه که باهرنفس عمیق تاعمق وجودم ازآتش دوریت می سوزد

واز این غصه ی بزرگ که روی شانه هایم سنگینی می کند

من طاقت وتحمل این همه  سختی وسنگینی راندارم

اگربر نگردی زیر آوار سختی ها له میشوم

کاش به من دل می سپردی تادرمیان شهربه دنبالت نگردم

عشقم سالهاست گمشده ای بیش نیست

در کویر سردوتاریک دلم بی هدف درحرکتم

هیچ نشانی نیست که مرابه تو برساند

کجابرم که فقط حُرم نفس های توباشد

بوی زندگی باشدوامیدباشد

کجای این دنیا بروم ودردعشقت راپیش چه کسی ببرم تاباور کنی،

زندگی برای من دیگربه ته رسیده

آری...

به ته دنیابدون تو رسیدم

خداروچه دیدی شایدباتوباشم وعاشقونه پیشت مونم

تادم مرگ می پرستمت اگه پیشم بمونی

 





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک