تبلیغات
دل نوشته های تنهایی - شعرهای مدیر وبلاگ

دل نوشته های تنهایی
 

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 2 اسفند 1389 توسط سعیده

شبهای بی قراری

 

چشمانت راباز کن وبنگربه من

آری ببین

من همان یارجوان وزیبایت بودم

اماحال تونیزمرانمی شناسی

سکوت همدم تنهایی من است

وهق هق لالایی این شبهاست

شبهای بی قراری

شبهایی که تاصبح چشم به درمنتظرورودت بودم

اماتونیامدی

بی خبررفتی،بی علت رفتی،نمی دانم چرارفتی

ولی رفتی وبعدازرفتنت قلبم

مانندکبوتران بال بال میزد

واشک می ریخت

بیا ای نیازمن به زندگی

بی توعاشقی بی معناست

بی توحتی راه آسمان هم نیز بسته است

وتنهای تنهادر این زندان تنهایی،بی توبه سرمیبرم

ولی نومید نشدم

آری برگشتی

امادرسایه سارزندگی حتی سایه ی دیوارهم نبود

تکیه گاهی نبود

وحتی دیگردلی نبود

درزیر آوارغرورت له شده

واشک چشمانم خشکیده

واین همان دریاچه ای بودکه توآرامشت راازآن می گرفتی

اماحالاپرتلاطم ترازدریایند

ماتم زده ترازمرداب اند

که دیگرهیچ اثری ازحیات در آن نیست...


از:سعیده 





.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک